امروز :
Skip to main content

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین گفت: یکی از راه‌های عاقبت بخیری، بر حذر بودن از صرف نعمت‌های خدا در راه معصیت و دومی تکریم و احترام دوستان و محبان اهل بیت (ع) است.

آیت‌الله حسین مظفری ضمن بازدید از موکب امام رضا (ع) استان قزوین در مشهد مقدس در جمع عزاداران اظهار کرد: خدای متعال توفیق بزرگی را نصیب شما عزیزان کرده و نعمت بزرگی را به شما عنایت کرده است، ان‌شاءالله قدردان این نعمت باشید.

وی ادامه داد: یکی از چیزهایی که اهل بیت (ع) را بسیار خوشحال و خوشنود می‌کند، خدمت به بندگان خدا به‌ویژه دوستان اهل بیت (ع) است، اهل بیت (ع) فرموده‌اند وقتی شیعه‌ای از شیعیان ما را خوشحال می‌کنید، گویا ما را خوشحال کرده‌اید، وقتی ما را خوشحال می‌کنید، گویا رسول خدا (ص) را خوشحال کرده‌اید، وقتی رسول خدا (ص) را خوشحال می‌کنید، گویا خدا را خوشحال کرده و از خود راضی کرده‌اید.

امام جمعه قزوین عنوان کرد: یکی از بازاریان تهران هر سال در ایام خاصی به مشهد مشرف می‌شد و ده روز در مشهد می‌ماند، یک سال به مشهد مشرف شد، اما حال لازم را در زیارت‌ها احساس نمی‌کرد، بعد از 3-4 روز تصمیم گرفت به تهران برگردد، وقتی از حرم بیرون آمد و در خیابان‌های اطراف حرم راه می‌رفت، دید که پیرمردی چهارچرخی را دست گرفته و به زحمت بار سنگینی را می‌برد، به کمک او رفت.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین بیان کرد: سپس به او گفت پیرمرد مگر مجبوری اینقدر به خودت سختی بدهی و این بار سنگین را جابجا کنی؟ پیرمرد جواب داد بله مجبورم، اگر مجبور نبودم که در این سن و سال این طور خودم را به زحمت نمی‌انداختم، گفت چرا؟ پیرمرد جواب داد من دختر دم‌بختی دارم که برای تهیه جهیزیه او دستم تنگ است و مجبورم بیشتر کار کنم.

وی خاطرنشان کرد: به او کمک کرد و بار را به مقصد رساند، سپس گفت پدرجان اجازه می‌دهی من یک ساعت مهمان شما شوم؟ پیرمرد گفت بفرمایید، و به یکی از محله‌های فقیرنشین مشهد رفتند، می‌خواست از نزدیک تحقیق کند و ببیند وضع زندگی پیرمرد چگونه است، دید یک خانه فقیرانه‌ای دارند و وقتی مطمئن شد که این‌ها فقیر و نیازمندند، دسته چکش را در آورد و مبلغ قابل توجهی که برای جهیزیه کفایت می‌کرد، نوشت و به پیرمرد داد و گفت این را برای جهیزیه دخترت استفاده کن، اگر هم چیزی اضافه آمد برای زندگی خودت خرج کن.

آیت‌الله مظفری تأکید کرد: این خانواده خیلی تعجب کردند و خوشحال شدند و با اشک او را بدرقه کردند، او به سمت اطراف هتل که نزدیک حرم بود رفت و می‌خواست کم‌کم به تهران برگردد، اما تا نزدیک حرم رسید دید اشک مانند باران از چشمش جاری می‌شود و حال و احوالش به طور کلی با قبل متفاوت شده است، او می‌گوید کامل فهمیدم که امام رضا (ع) مرا تحویل گرفت وقتی دید که کمکی به یکی از محبانش کردم.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: یعنی کمک به زوار، محبان و شیعیان اهل بیت (ع) اینقدر در حال و روحیه انسان تأثیرگذار است، از سوی دیگر هم گاهی بی‌توجهی به محبان اهل بیت (ع) به انسان ضربه می‌زند و انسان را از چشم اهل بیت (ع) می‌اندازد.

وی یادآور شد: مرحوم آیت‌الله آشیخ مرتضی حائری یزدی، آقازاده مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری یزدی بودند، ایشان خیلی امام رضایی بودند، طوری که هر وقت ۲-۳ روز حوزه‌های علمیه تعطیل می‌شد و کمترین فرصتی پیدا می‌کردند، از قم برای زیارت به مشهد می‌آمدند، حتی نقل کرده‌اند گاهی اتوبوس جا نداشت و راننده می‌گفت ما فقط در بوفه جا داریم، ایشان می‌گفت اشکالی ندارد، من حاضرم در بوفه بنشینم و به مشهد بیایم، به هر سختی بود به مشهد می‌آمددند تا حضرت را زیارت کنند.

امام جمعه قزوین اظهار کرد: از این بزرگوار نقل شده که من در یکی از تشرفات وقتی داشتم به سمت حرم مطهر امام رضا (ع) می‌رفتم، حواسم متوجه احوال خودم بود و خیلی این طرف و آن طرف را نگاه نمی‌کردم، یکی از آشنایان و بستگان ما که در مشهد بود، در راه حرم مرا دید، سلام و علیک کرد، اما من خیلی گرم او را تحویل نگرفتم، حواسم به خودم بود که به زیارت بروم، سرد سلام و علیک کردم و رفتم، احساس کردم ایشان یک مقدار دلگیر شده است، همین طور که از ایشان خداحافظی کردم و داشتم می‌رفتم، هنوز به حرم نرسیده بودم که یک مرتبه یک بنده خدایی که اهل دل بود را دیدم که با سرعت خودش را به من رساند و گفت آشیخ مرتضی امام رضا (ع) می‌فرمایند وارد حرم نشو.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین عنوان کرد: من جا خوردم و بسیار تعجب کردم که چرا امام رضا (ع) مرا به حرم راه نداده است؟ برگشتم و فکر کردم که خدایا چه شده که امام رضا (ع) مرا برگرداند؟ فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که حتما به خاطر این است که من فامیلم را تحویل نگرفتم، آدرس خاصی هم از او نداشتم که بخواهم پیدایش کنم، به زحمت آدرس او را پیدا کردم و به درب منزلش رفتم و از او عذرخواهی کردم و گفتم من آن لحظه حواسم به زیارت بود و با شما گرم نگرفتم، در نهایت رضایت او را جلب کردم.

وی بیان کرد: وقتی دوباره به حرم برگشتم، دوباره همان بنده خدایی که دفعه قبل به من گفت امام رضا (ع) گفته به حرم نیا، آمد و گفت امام رضا (ع) گفته آشیخ مرتضی به حرم بیا.

آیت‌الله مظفری خاطرنشان کرد: یک روز امام صادق (ع) به جمعی از شیعیان خود فرمودند چرا شما گاهی ما را اذیت می‌کنید و در حق ما جفا می‌کنید؟ یکی از این شیعیان گفت یابن رسول الله (ص)، ما به خدا پناه می‌بریم از اینکه به شما جفا کنیم و حق شما را نادیده بگیریم، امام (ع) به او گفت اتفاقا تو یکی از آن‌هایی هستی که این کار را می‌کنی، او تعجب کرد و گفت یابن رسول الله (ص)، من به شما ارادت دارم، من چه کرده‌ام؟

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: امام (ع) فرمود دیروز یادت می‌آید سوار اسب بودی و داشتی به فلان جا می‌رفتی، یکی از شیعیان ما پیاده و خسته بود و به تو گفت چند قدمی مرا هم سوار کن، اما تو اصلا به او نگاه هم نکردی.

وی تصریح کرد: بنابراین تحویل گرفتن شیعیان دل اهل بیت (ع) را شاد می‌کند و عنایت آن‌ها را متوجه ما می‌کند، و بی‌توجهی به شیعیان نیز دل آنان را می‌آزارد.

امام جمعه قزوین یادآور شد: یکی از دغدغه‌های همه مؤمنین عاقبت بخیری است، خداوند حاج‌آقا قرائتی را حفظ کند، ایشان می‌فرمود یک روز سه تن از علما را در سه گوشه از صحن مطهر امام رضا (ع) دیدم، از هر سه یک سؤال مشخص کردم و پرسیدم اگر شما یک حاجت شخصی برآورده شده و دعای مستجاب داشته باشید، چه دعایی برای خود می‌کنید؟ هر سه عالم فرمودند ما اگر یک دعای مستجاب داشته باشیم دعا می‌کنیم خدا عاقبتمان را به خیر کند.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین اظهار کرد: حال ببینیم راه عاقبت بخیری چیست؟ با یک روایت از امام رضا (ع) پاسخ این سؤال را می‌دهم، امام رضا (ع) فرمود جدم امام صادق (ع) برای شخصی نوشتند اگر می‌خواهی به‌صورت خاص عاقبت بخیر شوی و در حالی که مشغول بهترین کارها هستی قبض روح شوی، دو توصیه را رعایت کن، اولا از اینکه نعمت خدا را در راه معصیت خدا صرف کنی برحذر باش و مراقب باش از حلم و بردباری خدا نسبت به خودت فریب نخوری.

وی عنوان کرد: نحوه زندگی ما نحوه مرگمان را مشخص می‌کند، این طور نیست که نحوه مرگ ما اتفاقی باشد، حضرت یعقوب (ع) در توصیه به فرزندانشان فرمود طوری زندگی کنید که مسلمان بمیرید، همان طور که زندگی می‌کنید می‌میرید و همان طور که می‌میرید محشور می‌شوید.

آیت‌الله مظفری بیان کرد: ما هیچ چیزی از خودمان نداریم، اعضا و جوارحمان، مالمان، آبرویمان، فرزندانمان و هر چه که داریم از خدای متعال است، امام صادق (ع) فرمودند سعی کنید نعمت خدا را در راه معصیت خدا به کار نگیرید، صبر خدا زیاد است، وقتی بنده‌ای مرتکب گناهی می‌شود، خدا ممکن است ده‌ها سال به او مهلت دهد.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امام صادق (ع) در ادامه فرمود توصیه دوم اینکه هر کس که ادعای دوستی ما اهل بیت (ع) را دارد و یادی از ما می‌کند و به هر نحوی خودش را به ما متصل می‌کند، به او احترام کنید، کاری به درستی و نادرستی ادعای او نداشته باشید، به نیت ما به او احترام و اکرام کنید، شما با این کار بهره خود را خواهید برد.

وی تأکید کرد: بنابراین گرامیداشت، احترام و خدمت به زائران اهل بیت (ع) یکی از عوامل عاقبت بخیری است، اینکه شهید قاسم سلیمانی قسم می‌خورد یکی از شئون عاقبت بخیری ارتباط قلبی با حکیمی است که سکان انقلاب اسلامی را به دست گرفته است، یک سند فرمایش ایشان همین روایت است، در زمانه ما چه کسی بالاتر از رهبر حکیم انقلاب اسلامی است که با اهل بیت (ع) نسبتی داشته باشند و واسطه ما با اهل بیت (ع) باشند؟

امام جمعه قزوین تصریح کرد: احترام به رهبر حکیم انقلاب اسلامی و تبعیت از ایشان قطعا یکی از شئون عاقبت بخیری است، لذا باید قدر این نعمتی که خدا به ما داده را بدانیم، ان‌شاءالله با زائران امام رضا (ع) با عزت، احترام و تکریم رفتار کنیم، در این صورت خودتان را تکریم کرده‌اید.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین یادآور شد: در آستانه شهادت امام رضا (ع) قرار داریم، امام رضا (ع) به اباصلت فرمودند اباصلت، من وارد مجلس مأمون می‌شوم، اگر موقع برگشتن عبا بر سر کشیدم، با من صحبت نکن و درب منزل را پشت سر من ببند، در غیر این صورت مشکلی نیست.

وی اظهار کرد: اباصلت می‌گوید امام رضا (ع) وارد مجلس مأمون شد، چند دقیقه‌ای در مجلس بود، من نگران ایشان بودم و دیدم وقتی از مجلس مأمون خارج شدند عبا بر سر مبارکشان کشیدند، طبق توصیه‌ای که حضرت داشتند با ایشان گفت‌وگو نکردم، در خصوص فاصله از منزل مأمون تا منزل حضرت نقل کرده‌اند که حضرت بارها بر زمین نشستند، زیرا زهری که آن ملعون به حضرت خورانده بود، اثر خودش را گذاشته بود.

آیت‌الله مظفری عنوان کرد: بنده این تعبیر را درباره امامان دیگری که با سم به شهادت رسیده‌اند، ندیده‌ام، این سم‌هایی که به اهل بیت (ع) داده بودند هر کدام اثر خاصی داشت، برای مثال سم را بر زین اسب مالیده بودند و امام باقر (ع) وقتی بر اسب نشستند، این سم به بدنشان منتقل شد و بدن مطهر امام باقر (ع) تکیده شد، زهری هم که به امام حسن (ع) خوراندند باعث شد لخته‌های خون از حلق مبارک ایشان خارج شود.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: درباره امام رضا (ع) این تعبیر آمده است که حضرت مانند مار گزیده‌ها به خودشان می‌پیچیدند، اباصلت می‌گوید امام رضا (ع) وارد منزل شدند، من درب منزل را از پشت بستم، حضرت وارد حجره شدند، من نگران در منزل بودم که خدایا چه خاکی بر سر بریزم، یک مرتبه دیدم نوجوانی که چهره‌شان به حضرت شباهت دارد، درون حیاط منزل هستند، با تعجب عرض کردم آقازاده شما از کجا وارد منزل شدید؟ فرمود همان خدایی که مرا به یک چشم بر هم زدن از مدینه به اینجا رساند، مرا از درب بسته هم وارد منزل کرد.

وی خاطرنشان کرد: امام جواد (ع) وارد منزل شد، امام رضا (ع) به محض اینکه چشمشان به نور چشمش افتاد، برخاست و ردای امامت را تقدیمشان کرد و در دامان عزیزش به شهادت رسید.

امام جمعه قزوین تأکید کرد: لا یوم کیومک یا اباعبدالله، در کربلا اباعبدالله (ع) بالای جسم بی‌جان جوانش علی‌اکبر (ع) آمد، سخت‌ترین داغ‌ها داغ جوان است، نقل می‌کنند حضرت چند مرتبه فرزندش را صدا کرد و فرمود ولدی علی، اما جوابی نشنید، سپس صورت به صورت علی‌اکبر (ع) گذاشت و اشک ریخت، ان‌شاءالله عزاداری‌های همه شما مقبول درگاه حق باشد.